در تکاپوی آمدنت(سیسمونی گل پسرم)
عزیز دلم
دیروز کاغذ دیواری اتاقت تموم شد. بابای با وجود مشغله ی خیلی خیلی زیادی که این
روزها داره ، اما به خاطر اینکه اتاق گل پسرمون زودتر آماده بشه خیلی زحمت کشید برای
کاغذ دیواری کردن اتاقت. یادت باشه وقتی اومدی حتما ازش تشکر کنی!بپری بغلش چند تا
ماچ آبدار بکنی ....
اتاقت خیلی خیلی خوشگل شد و روشنن. رنگ آبی خیلی روشنش به آدم احساس آرامش
میده. فکر کن این آرامش بیشتر میشه، وقتی بری تو اتاق و ببینی یه فرشته ی کوچولو
اونجا داره بهت میخنده. ما تمام امید مون فقط و فقط رسیدن به اون روز هاست
قراره همین روزها سیسمونی قشنگ گل پسرم که مامان جون زحمت کشیدن برای شما
تهیه کردن هم برسه اون جوری دیگه حسابی سرمون گرم چیدن وسایل توی اتاقت میشه.
میدونم تو هم از شادی ما شادی
امروز بارون نم نم شروع به باریدن کرده منم همش پشت پنجره منتظرم تا سیسمونی
قشنگت که بابا جونی و مامان جونی تهیه کردن زودتر برسه. بابا جونی اصرار داشت همین
امشب سیسمونیتو بیارن آخه امشب شب ولادت حضرت محمد (ص) و امام جعفر
صادق(ع).و روز خوش یمنی.
دوست داریم دنیا دنیا.......بوی بودنت و اومدنت تو خونه پیچیده.
اتاقت کم کم داره شکل میگیره. عزیزم دیگه تخت و کمد داری. لباسهای خوشگل
داری.مامان برای اتاق قشنگت پرده خریده.
فکرکن تو با آن وجود کوچیکت ما رو و زندگی ما رو دگرگون کردی. نمیدونی اون شب به من
چی گذشت دونه دونه وسایلتو نگاه میکردم بغلم میگرفتم و به امیدی که تو قراره با اینها
بازی کنی خوشحال بودم.
فردا صبح قراره خاله فریده و سپیده بیان باهم اتاقتو بچینیم.
نمیدونی با ذوقی وسایلتو میچیدیم.من هم با وجود نازنینت توی شکمم همش کمک میکردم
همش تو شکمم ول میخوردی معلومه که تو هم اتاقتو وسایلتو دوست داری.
منم یه سری عکس از وسایلت میذارمممممممممممممم



![]()
پسرم این کیک پوشاکی رو عمه زینب زحمت کشیدن برای شما درست کردن.دست گلش درد
نکنه.

عمه جون دوست دارم .![]()
































در تکاپوی آمدنت(سیسمونی گل پسرم)
